تقدیم به همسر مهربانم

خوبِ نازنینِ من
نام تو مرا هميشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو اگرچه بهترین سرود زندگی است
من تورا به خلوت خدایی خیال خود "بهترین ِ بهترین ِ من" خطاب می کنم
بهترینِ بهترینِ من
اینم تقدیم به دختر گلم
مصراع نخست من تو را ميبوسم
در مصرع بعد هم تو را ميبوسم
ايراد ندارد به كسي اصلا چه؟
شعر خودم است، من تو را ميبوسم
بي دغدغه همچنان تو را ميبوسم
بي بوسه عزيز در خودم ميپوسم
آنقدر به بوسهي تو معتادم كه
يك قافيه در ميان تو را ميبوسم

3 Comments:
کدام سیاره؟ ساکن کدام شبی؟
پرنده کوچولو نه پری یک وجبی
سلام دختر زيبا، نه! عشق من، نه! خـدا
تو را چگونه بخوانم بدون بی ادبـی؟
چنان لطيف که دراين غزل نمی گنجی
گلی! کـه کاشته ام توی قوطی حلبـی
سید مهدی موسوی
پانزده شب قبل همه چیز آرام بود انقدر احساس آرامش میکردم که فکر می کردم مردم حرکت آهسته راه می روند.حتی لبان مرتضی را که حرف میزد کاملا آهسته می دیدم.وقتی آسمان را نگاه کردم تا خدای عاشق و مهربان را شکر کنم لحظه ای چشمم به ماه افتاد و کاملا فهمیدم که چرا "شایراد" واقعا که چه هاله زیبایی دور ماه بود. آفرین
دمت گرم
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home